تبليغاتX
✿❤✿ تاج دیار کریمان ✿❤✿
لعنت خدا به قلبت

در پی بی حرمتی خواننده فراری به ساحت مقدس امام نقی علیه السلام، یکی از هنرمندان ایرانی به نام "مهران باقری" با خواندن شعری با ترانه "امید وفا"،به شاهین نجفی پاسخ داد:

فکر می کردم پر دردی/فکر می کردم مثه مایی/مسیری که تو میری/دیگه از ماها سوایی/من نخواستم که بخونم/دل شکسته شه سکوتم/واسه کی می خونی بزدل/یه نگاه کن روبروتو/تو رو مردم گنده کردند/بی اونا منو تو هیچیم/وقتی/تو دلا نباشیم/منو تو مهره پوچیم/این مقدسات ما بود/چرا حرمتو شکستی
لعنت خدا به قلبت
تو دل شیطون نشستی/نمی ذارم خونه دل/خالی از حسه خدا شه/آدمی مثل تو باید/رو زمین دیگه نباشه/چه میدونی از/کسی که/زندگیش مدیون ما بود/از کسی که بوی هیئت/واسش اندازه ی دنیاس.چه میدونی از کسی که/به چشه خیس میده حاجت
اسم اونو میگه هرکی/زود میشه دعاش اجابت/نمی دونم قصد تو از/این همه حرف چی بوده
پشت این شعری که خوندی/اما می دونم کی بوده/یه روز میدی جواب این همه بی حرمتی رو/اون روز کسی نیست دیگه به جا بیاره شاهین نجفی رو....

برای دانلود کلیک کنید(حجم ۵مگ)

دانلود کنید(حجم ۴ مگ)


برچسب‌ها: دانلود
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:31 ] [ علی ]
حتما شما هم جنجال مربوط به آهنگ جدید شاهین نجفی رو شنیدید.

آهنگی که توهین کرده به امام نقی (علیه السلام)

بعد از پخش این آهنگ آیت الله صافی حکم ارتداد شاهین نجفی رو دادند.

اما متن آهنگش اینه 


نقی تو رو قسم به شوخ طبعیت
به این بیرون از گود تو تبعید
به آلت بزرگ زندگانی
که پشت ما نشسته رو به تهدید
نقی تو رو به طول و عرض تحریم
دلار رو به رشد و حس تحقیر
نقی تو رو به امام مقوایی
به طفل علی گوی توی رحم گیر
به درس فقه تو اتاق عمل بینی
به آقا و تسبیح و جا نماز چینی
نقی تو رو به انگشت شیث رضایی
به دینی که اوت شده و فوتبال دینی
آی نقی...حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی

نقی تو رو قسم به عشق و ویاگرا
تو رو به لنگ های هوا شده و چاکرا
تو رو به سنگک و مرغ و گوشت و ماهی
سینه سلیکونی و بکارت راه راه
نقی تو رو به ممه های گلشیفته
به آبروی نداشته که از ما ریخته
نقی تو رو به نژاد آریایی
به پلاکی که به گردن آویخته
نقی جون من تو رو به شوشول فرنود
۳ هزار میلیارد زیر گنبد کبود
خلیج فارس و ارومیه هم قصه بود
راستی اسم رهبر جنبش سبز چی بود؟
آی نقی...حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
آی نقـــــــــــی ای نقــــــــی آی نقـــــــــــــی
آی نقـــــــــــــــی آی نقــــــــــــــی آی نقــــــــــــــــــــــــــی

به رحلت جان گوز امام امت
به سیاسیون فسیلی تو غربت
به بیوه های با کلاس پلاس دیسکو
به بحث های روشن فکری تو چت
به غیرت مرد های اون کاره
به زنان مدافع حقوق مرد
به انقلاب رنگی از تو تلویزیون
به ۳ % جمعیت کتاب خون
تو رو به شعار های آبکی و توخالی
نقی تو رو به این جماعت حالی به حالی
صبح زنده باد میگن و شب مرده باد
به قهرمان های قصه های خیالی
آی نقی...حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم ای نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
آی نقـــــــــــی آی نقــــــــی آی نقـــــــــــــی
آی نقـــــــــــــــی آی نقــــــــــــــی آی نقــــــــــــــــــــــــــی
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای نــــــــقــــــــــــــی

[تصویر:  twot55f8pkputlswwngv.jpg]

اینم عکسی که همرا اهنگ منتشر شده 

معذرت میخوام که اینو میگم 
کج کردن حرم امام رضا و ائمه (ع) 

تشبیه آن به سینه (پستان) زن!!!

گذاشتن کلاغ به جای کبوتر

و …
حرمت شکنی سنگینی علیه مذهب ما ایرانیان انجام داده

اون پرچم هم پرچم همجنسگرایان هست !



 
به نظر من که چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است .

هر چند برخی افراد من جمله خود خواننده ش میگن همچین چیزی نیست .
نظر شما چیه؟؟؟

[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:27 ] [ علی ]
ساده لباس بپوش! ساده راه برو!
اما در برخورد با دیگران ساده نباش!!
زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند!
برای درهم شکستن غرورت!!!

حسین پناهی

برچسب‌ها: حسین پناهی
[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 13:43 ] [ علی ]
سرتــــو بالا کن مرد مهم نیست که مو نداری ، مهم اینه که یه قلــــب بزرگ داری به سلامتــــی همه بچه های سرطانی
 
 
http://s3.picofile.com/file/7374735478/552325_381000111921955_166075183414450_1219422_2024257800_n.jpg

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 12:46 ] [ علی ]
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا …

دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت: بله خانوم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه‌هاش میزد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:

چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن؟ ها؟! فردا مادرت رومیاری مدرسه می‌خوام درمورد بچه بی‌انضباطش باهاش صحبت کنم!

دخترک چونه لرزونش رو جمع کرد … بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم … مادرم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد … اون وقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه … اون وقت … اون وقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم … اون وقت قول میدم مشقامو بنویسم…

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت: بشین سارا …

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 12:44 ] [ علی ]

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.

این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد می افزاید.


صادق هدایت


برچسب‌ها: صادق هدایت
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 15:7 ] [ علی ]

مادرم...

تو دنیای ناشناخته ای هستی که شاید در این زمان فقط من آن را کشف کرده ام. تو قاموس عشق منی که با نقطه های وجودت می خواندی سرود نیازم را، با تو رویای زندگی ام به حقیقت می پیوندد.

چگونه می توان به توصیف عطر آفرینت نشست؟

چگونه می توان از لبریزترین احساس سخن گفت و زلال ترین عشق را به تصویر کشید؟

چگونه می توان از آن کوثر گفت که قطره قطره در پای کودکش می چکید بی هیچ تمنایی؟

آیا می توان در وصف او نوشت که نیازش جوشش محبت است و مهر! که باید نوشت او آفتاب است و مهر.

او گیاه عطر آگینی است از طراوت و تازگی.

باید نوشت او چشمه ای جوشان است از محبت، دریایی پرخروش از احساس و رودی روان در پای سپیدارهای زندگی.


برچسب‌ها: روز مادر
[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 16:8 ] [ علی ]
معلم! واژه‌يي كه همه‌ي ما را به كودكي و نوجواني‌مان مي‌برد؛ به سال‌هاي مدرسه و كلاس و هم‌كلاسي‌ها. روز معلم و اول مهر چنين خاصيتي دارند؛ نوستالژيك و خاطره انگيزند. روزهاي مدرسه يادش بخير! اگر چه گاه تلخ بود و سخت، اكنون از پس غبار زمان عجيب شيرين مي‌‌‌‌‌‌‌‌نمايد. از هر كدام‌مان كه بپرسند، حاضريم بخش از زندگي‌مان را بدهيم تا روزي از آن را باز تجربه كنيم. اگرچه نمي‌توانم با گوينده‌ي اين گفته‌ي: «چوب استاد به ز مهر پدر» موافقت كنم – كه خلاف آموزش و پرورش نوين است و تنبيه به هر نحو ممنوع دانسته شده - اما خاطرات كتك خوردن‌مان از دست معلم و ناظم - به شرط آن‌كه سوزشش به پايان رسيده باشد و در روان‌مان جراحتي باقي نگذاشته باشد- خالي از حلاوت نيست. ترس از تنبيه و جريمه گهگاه چنان از درس و مدرسه بيزارمان مي‌كرد كه برخي به جاي همه‌ي تهديدهايي كه هيچ وقت جامه‌ي عمل نمي‌پوشيد خودمان در اقدامي خودجوش(بايد اين واژه را به نام عادل فردوسي پور بزنند، از بس كه اين چند صباح آن را استفاده كرده است.) پرونده‌مان را زديم زير بغل‌مان و از مدرسه بيرون آمديم و عطاي سواد را به لقايش بخشيديم. اين ايام مجال و فرصت گلايه و شكايت نيست و اصلا قرار نيست آفات چوب استاد را به تحليل بنشينيم. هفته‌ي گرامي‌داشت مقام معلم است و بهانه‌يي براي تجليل از جماعتي كه انسان امانت اوست و اگر اين امانت را قدر بداند و درست بپرورد آينده‌ي جهان روزهاي بهتري را انتظار مي‌كشد. ترجيح مي‌دهم به جاي هر سخن ديگري دم در كشم و اين شعر خواندني را به همه‌ي آنان كه حرفي به من آموخته‌اند تقديم كنم.
 خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
 آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه وکلاغ
 روبه مکار و دزدِ دشت و باغ
روز مهمانی کوکب خانم است
 سفره پر از بویِ نانِ گندم است
کاکلی گنجشککی با هوش بود
 فیل نادانی برایش موش بود
با وجودِ سوز وسرمای شدید
 ریز علی پیراهن از تن می‌درید
تا درون نیمکت جا می‌شدیم
ما پر از تصمیم کبری می‌شدیم
پاک کن‌هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیف‌مان چفتی به رنگ زرد داشت
دوش‌مان از حلقه‌هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
 برگ دفترها به رنگ کاه بود
 همکلاسی‌های درد و رنج و کار
 بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لااقل یک روز کودک می‌شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ‌ها که بودش روی دوش
ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر
ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن

[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 11:21 ] [ علی ]
پرستو صالحی بازیگر سینما تا‌تر و تلویزیون ظهر امروز در صفحه فیس بوک مطالب مهمی را در ارتباط با فساد اخلاقی حاکم بر سینما نوشت.

وی در صفحه فیس بوک خود نوشت:


 «اگه نگم دق می‌کنم!!!

همش می‌گن چرا کم کاری؟ چرا نیستی؟ چرا مثله سابق پر کار نیستی؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
من چه می‌دونم!

کدوم بازیگریه که دلش نخواد بازی کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد تو کارهای خوب ظاهر بشه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد با آدم‌های حرفه‌ای و درست درمون کار کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد دیده بشه؟»

پرستو صالحی در ادامه نوشته است: «دور از جون تهیه کنندگان و کارگردانان و هنرمندان فرهیخته کشورم که هممون می‌دونیم چه کسانی هستند و چه کسانی نیستند و فقط ادعا و اداشو دارن، به یک تهیه کننده سر‌شناسی از سره درد دل گفتم: دلم یه کار طولانی می‌خواد گفت: اونی‌ام که بهت کار طولانی بده حال طولانی می‌خواد... به قول مرحوم شکیبایی: وای...

ولی من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم، هستند انسان‌هایی که بی‌درخواست و نیاز و... فقط و فقط به کارشون فکر می‌کنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی را رو با ناحیه ۱۰قدیم تهران اشتباه گرفتن...»

پرستو صالحی بازیگر تائر سینما و تلویزیون می‌باشد که اولین فعالیت او در حرفهٔ تئا‌تر با نام نغمه‌های خورشید است و بعد از این کار در سریالی با نام محاکمه بازی کرده که یک کار تاریخی به کارگردانی حسن هدایت و بعد از آن در سه فیلم نود دقیقه‌ای که توسط سیما فیلم ساخته شده با نام‌های یک روز طولانی آبی و بعد از آن در سریال‌های عشق سالهای جنگ در کنار فر‌ها جم، تب، مهر پنهان، همسفر، این زمینی‌ها، چشم‌هایش و در سری دوم زیر آسمان شهر ایفای نقش کرده.

[ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 12:59 ] [ علی ]
http://www.sirjan.ir/images/vtemgallery/original/1-100/1__3_-19.jpg

[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 15:48 ] [ علی ]

گره زدن علف  

ادامه مطلب....


ادامه مطلب
[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 15:43 ] [ علی ]
مشرق، حقوق مهدی هاشمی رفسنجانی رئیس دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد که از شهریور سال 88جهت بازدید و رسیدگی به دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد در خارج از كشور از ایران خارج شده بود در سال 91 قطع شد.
پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد در خصوص علت سفر پسرش به لندن گفته بود: "ما در دانشگاه آزاد اسلامی شش واحد در خارج از كشور داریم كه همه آنها مشكل دارند. می‌بایست كسی..........


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین1391 ] [ 13:49 ] [ علی ]
http://afkarnews.ir/images/docs/files/000093/nf00093078-1.jpg

[ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 15:36 ] [ علی ]
مادر گرانقدر شهید ابن یامین رمضان نژاد فریدونکناری تعریف می کند: «همیشه آرزویم این بود که پسرم را داماد ببینم. 

وقتی جنازه ی ابن یامین را آوردند، گفتم سفره ی عقد بچینند. آن روز احساس کردم که حوریان بهشتی در اتاق عقد حضور دارند و برای پسرم که با یکی از آنها وصلت کرده از خوشحالی دف می زنند. زمانی که داشتم به دست و پای ابن یامین حنا می بستم انگار کسی به من گفت: حوریان، حنا را از دست و پای داماد می ربایند.»

http://afkarnews.ir/images/docs/files/000093/nf00093648-1.jpg

[ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 15:28 ] [ علی ]


سیدعلی اکبر صنعتی هنرمند نقاش و مجسمه سازی است که همه از دیدن آثارش به ویژه مجسمه هایی که انگار روح دارند و صحبت می کنند به وجد می‌آیند، مردی که دهم فروردین چشم به جهان گشود....


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 12:38 ] [ علی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

سلام ، به وبلاگ شخصی من خوش آمدید . این وبلاگ جهت معرفی شهر سیرجان شکل گرفته ولی برای بهتر شدن وبلاگ درکنار اون از مطالب آموزنده وجالب هم استفاده میکنم . از دوستان تقاضا می کنم هرگونه پیشنهادی جهت بهبود ارائه مطالب دارند ابراز نمایند با کمال مسرت از آنها استقبال می کنم . هرگونه انتقاد شما نیز باعث تفکر بیشتر من خواهد شد و مطمئن باشید هر مطلبی که باعث تغییر در بینش من شود در اصلاح مطالب قبلی ام منظور می کنم .
باتشكر
a_sirjan@yahoo.com

تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم نگه دارم، و اگر حالا تصمیم گرفته ام که بنویسم، فقط برای این است که خودم را به سایه ام معرفی کنم.
برچسب‌ها وب